یکشنبه 2 بهمن 1390
به تقدس تقویم
گمانم باید کاری کرد !
کار : خب یعنی مثلن باید پزشک بود ٬ پزشک ثانیه ها ! و آن قدر نبض تند زمان را در دست گرفت که مثل ماهی ِ تشنه ی ِ آبش در نرود از دست هات !
که قبل از دیر شدن همه ی فرداها ٬ لحظه ها را عمیق نفس کشیده باشی ٬ که زنده شان کنی ٬ که عیسا شوی ! اصلن معجزه کنی... تا زودت دیر نشود ناگهان
+ :)
1 

